برای برقراری روابط دوستانه - طرح و حل اختلاف مفید تر از سرپوش گذاردن بر روی آنهاست
کاهلی را پدر در چاه افتاد و بمرد -او در خانه به استراحت مشغول بود.
کسی بریش خبر آورد و گفت ((پدرت در چاه افتاده است ))
کاهل گفت : باکی نیست . مردان از اینکه در چاهی بیفتند هراس ندارند
گفت (( پدرت مرده است ))
کاهل پاسخ داد ((باکی نیست . شیران نر هم روزی می میرند ))
گفت : بیا تا شیر نر را از چاه برکشیم
کاهل گفت (( احتیاج به کشیدن نیست من می دانم که - پنجاه من - وزن دارد ))
گفت : بیا در خاکش کنیم
کاهل پاسخ داد (( اگر زر طلاست من بر شما اعتماد دارم - خود بروید و در خاکش کنید))
از دری که دارای چندین کلید است برحذرباش
عقاب- مگس ها را تعقیب نمی کند
خریدار به صد چشم احتیاج دارد- فروشنده حتی به یک چشم هم نیازمند نیست
هر کجا عسل هست - مگس ها جمع می شوند
کسی دعوی خدایی کرد . او را پیش خلیفه بردند .خلیفه گفت : پارسال اینجا کسی ادعای پیامبری کرد ..فرمان دادم که بکشند.مرد گفت: بسیار کار خوبی کردید زیرا من او را نفرستاده بودم
کسی به باغ خود رفت و دید که دزدی کیسه اش را پر از پیاز کرده و می رود . گفت (چه می کنی ای حرام خوار )
گفت : من دزد نیستم . از اینجا می گذشتم که باد تندی وزید. چنانکه نزدیک بود مرا از زمین جدا کند . پس دست بردم و بنه های پیاز را گرفتم تا بر جای بمانم . چنین بود که پیازها از زمین کنده شدند
صاحب باغ گفت : این قبول پیازها را چه کسی در کیسه کرد
دزد گفت : من هم در این اندیشه بودم که تو از راه رسیدی
دنياي دو روز است
يك روز براي تو و يك روز عليه تو
آنروز كه براي توست مغرور نشو و آنروز كه عليه توست مايوس نشو
كه هردو گذارا مي باشد
