تبليغاتX
دوباره می سازمت وطن
یک کتاب خوب یک دوست خوب است


برای برقراری روابط دوستانه - طرح و حل اختلاف مفید تر از سرپوش گذاردن بر روی آنهاست


 کاهلی را پدر در چاه افتاد و بمرد -او در خانه به استراحت مشغول بود.

کسی بریش خبر آورد و گفت ((پدرت در چاه افتاده است ))

کاهل گفت : باکی نیست . مردان از اینکه در چاهی بیفتند هراس ندارند

گفت (( پدرت مرده است ))

کاهل پاسخ داد ((باکی نیست . شیران نر هم روزی می میرند ))

گفت : بیا تا شیر نر را از چاه برکشیم

کاهل گفت  (( احتیاج به کشیدن نیست من می دانم که - پنجاه من -  وزن دارد ))

گفت : بیا در خاکش کنیم

کاهل پاسخ داد (( اگر زر طلاست  من بر شما اعتماد دارم  - خود بروید و در خاکش کنید))

 


                                                              

از دری که دارای چندین کلید است برحذرباش


عقاب- مگس ها را تعقیب نمی کند


خریدار به صد چشم احتیاج دارد- فروشنده حتی به یک چشم هم نیازمند نیست


هر کجا عسل هست - مگس ها جمع می شوند


 کسی دعوی خدایی کرد . او را پیش خلیفه بردند .خلیفه گفت : پارسال اینجا کسی ادعای پیامبری کرد ..فرمان دادم که بکشند.مرد گفت: بسیار کار خوبی کردید زیرا من او را نفرستاده بودم


کسی به باغ خود رفت و دید که دزدی کیسه اش را پر از پیاز کرده و می رود . گفت (چه می کنی ای حرام خوار )

گفت : من دزد نیستم . از اینجا می گذشتم که باد تندی وزید. چنانکه نزدیک بود مرا از زمین جدا کند . پس دست بردم و بنه های پیاز را گرفتم تا بر جای بمانم . چنین بود که پیازها از زمین کنده شدند

صاحب باغ گفت : این قبول پیازها را چه کسی در کیسه کرد

دزد گفت : من هم در این اندیشه بودم که تو از راه رسیدی


                                  دنياي دو روز است

يك روز براي تو                          و                                  يك روز عليه تو

آنروز كه براي توست مغرور نشو      و                    آنروز كه عليه توست مايوس نشو

                                  كه هردو گذارا مي باشد


+ نوشته شده توسط ِشا پور در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 10:7 |





Powered by WebGozar