تبليغاتX
دوباره می سازمت وطن
به گفته متخصصان؛ نگهداري از حيوانات خانگي و دست‌آموز مي‌تواند به ايجاد اعتماد به نفس و عزت نفس در كودكان كمك كند.

به گزارش سرويس بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، متخصصان بيمارستان اطفال در فيلادلفيا در آمريكا با بيان اين مطلب اظهار داشتند كه نگهداري از حيوانات خانگي همچنين مي‌تواند از جنبه‌هاي مختلف در تقويت رشد احساسي كودك تاثير مثبتي داشته باشد. براي مثال، كودك در تماس با حيوانات خانگي در جريان موضوعاتي مهمي چون توليد مثل، تولد، بيماري، تصادفات، مرگ و اندوه قرار مي‌گيرد.

به كودك احساس مسووليت پذيري را مي‌آموزد. براي كودك ارتباطي با طبيعت فراهم مي‌كند و به او مي‌آموزد كه به ساير موجودات زنده احترام بگذارد، با آنها همدردي كند و در برابر آنها صبور باشد و بالاخره دوست داشتن غيرشرطي،‌ وفاداري، احساس دلبستگي و آسايش را مي‌آموزد.
+ نوشته شده توسط ِشا پور در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 8:32 |
روزي مرد كوري روي پله هاي ساختماني نشسته و كلاه و تابلويي در كنار پايش قرار داده

بود.روي تابلو خوانده ميشد  من كور هستم لطفا به من كمك كنيد.انديشمندي از آنجا مي گذشت

نگاهي به او انداخت چند سكه در كلاه انداخت و سپس بدون آنكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلو

را برگرداند و روي آن چيز ديگري نوشت و آنجا را ترك كرد.عصر آن روز به محل برگشت و

ديد كلاه مرد كور پراز سكه و اسكناس است مرد كور صداي او را شناخت و پرسيد بر روي

تابلو چه نوشته اي انديشمند گفت چيز مهمي ننوشته ام من فقط نوشته هاي شما را به شكل ديگري

نوشتم لبخندي زد و به راه خود ادامه داد و مرد كور هيچ وقت نفهميد او چه نوشته بود او نوشته

بود امروز بهار است و من نميتوانم  آن  را ببینم .......                                                                                                                                                   

+ نوشته شده توسط ِشا پور در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 10:21 |
روزي مرد كوري روي پله هاي ساختماني نشسته و كلاه و تابلويي در كنار پايش قرار داده

بود.روي تابلو خوانده ميشد  من كور هستم لطفا به من كمك كنيد.انديشمندي از آنجا مي گذشت

نگاهي به او انداخت چند سكه در كلاه انداخت و سپس بدون آنكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلو

را برگرداند و روي آن چيز ديگري نوشت و آنجا را ترك كرد.عصر آن روز به محل برگشت و

ديد كلاه مرد كور پراز سكه و اسكناس است مرد كور صداي او را شناخت و پرسيد بر روي

تابلو چه نوشته اي انديشمند گفت چيز مهمي ننوشته ام من فقط نوشته هاي شما را به شكل ديگري

نوشتم لبخندي زد و به راه خود ادامه داد و مرد كور هيچ وقت نفهميد او چه نوشته بود او نوشته

بود امروز بهار است و من نميتوانم  آن  را ببینم .......                                                                                                                                                   

+ نوشته شده توسط ِشا پور در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 10:21 |

آموزش خود هيپنوتيزم ساده Relaxation

 

مقدمه:

 

تعلق و وابستگي به جسمانيت وعادت کردن به آن ، دليل بسياري از مشکلات روحي يا حتي از دست دادن لذتهاي بي نهايتي است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولين مرحله و گام در رسيدن به عالم آرامش و در واقع رسيدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .

مقاله زير آموزش ساده ترين نوع خود هيپنوتيزم به عنوان Relaxation ، مقدمه اي براي کنترل ذهن ، راز اصلي تمرکز قوا و حذف تنشهاي غير ضروري و زيانبار بدن است .

 

 

 

مراحل يازده گانه:

 

1>شروع خواب مصنوعي> مکاني ساکت و دنج پيدا کنيد ، آرام روي صندلي اي راحت بنشينيد و يا در جايي نرم دراز بکشيد (گذاشتن موسيقي اي آرام يا صداي طبيعت مي تواند کيفيت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشماريد به طوريکه شماره ها يک در ميان با دم و بازدم تنظيم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسي عميق بکشيد و 15 ثانيه نگهداريد سپس با شماره 9 بيرون دهيد و همينطور الي آخر. . . در ضمن تصور کنيد لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگينتر مي شود.

 

2>رها سازي پاها> ابتدا پاي راست خود را از انگشتانش تا کمر(يا تا زانو)در ذهن مجسم کنيد . آن را احساس کنيد و در ذهن خود تصور کنيد که تمام اجزاي آن مثل خمير شل ، گرم و سنگين شود ؛ سنگين سنگين ،اين کلمه را 5 بار تکرار کنيد ؛ وارد جزئيات شويد و سعي کنيد به ترتيب عمل کنيد يعني به خود القا کنيد که پاي راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگين و گرم شده اند بعد همينطور پاي چپ(براي اينکار مي توانيد در ذهن خود 5 بار به پاهايتان دستور بدهيد که آرام سنگين و گرم شو و بگوييد لحظه به لحظه پاهايم گرمتر و سنگينتر و شل تر مي شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگين و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنيد .)

 

3>رها سازي تنه> يک نفس نيمه عميق و آرام بکشيد و همه بدنتان را رها کنيد.حالا عضلات شکم ، سينه ، سرسينه ها و پهلوها را رها کنيد ؛ تصور کنيد تمام قسمتهاي بدنتان شل شده اند لذا اين قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگين و گرم شده باور کنيد ، مي توانيد 5 بار ذهني بگوييد از کمر تا کتفم شل و سنگين شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر مي شود .(به تصوير کشيدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده اي مثل خمير يا هر ماده اي که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسيار کمکتان مي کند)

 

4>رها سازي دستها> منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان مي باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنيد ،دقيقا مانند مراحل قبل ؛يعني تصورکنيد تمام اجزاي دست مورد نظر شل و سنگين شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنيد و 5 بار به خود بگوييد دست چپم شل و سنگين شده است ،آرام و رها .

 

5>رها سازي کتفها و بازوها> کتفها و بازوهايتان را شل ، سنگين و بدون هيچ انقباضي قرار دهيد (همانطور که با اعضاي قبلي رفتار کرديد) ، مي توانيد تصور کنيد همينطور که بازوهاي شما سنگين، شل و گرم مي شوند به تدريج مثل خميري نرم ، روان به سوي پاهايتان در جريان است .

 

6>رها سازي سر> حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پيشاني ، گوشها ، ماهيچه هاي زير چشم و موها رسيده است .تصور کنيد اختيار اين قسمتها دست شما نيست و همه شان شل ، گرم ، سنگين و مايع شده اند ؛ رهايشان کنيد و در ذهن ببينيد صورتتان آرام و آسوده شل شده است .

 

7>چسباندن پلکها> اکنون تصور کنيد پلکهايتان شديداً به هم چسبيده اند ، يعني تصور کنيد آنها را با قويترين چسب دنيا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنيد که نمي توانيد چشمهايتانرا باز کنيد آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهايشان کنيد .

 

8>پاکسازي آلودگيها> در اين مرحله در ذهن و خيال خود تصور کنيد هوايي زلال و شفاف (ترجيحا قابل رويت) به درون ريه هايتان مي فرستيد به طوريکه اين هوا علاوه بر ريه ها ، به تمام سلولها و اتمهاي اجزاي ديگربدن نيز وارد شده و همه عضلات داخلي و ماهيچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف مي کند و به همين دليل هواي وارد شده سياه رنگ مي شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سياه که در واقع بيماريها ، نقطه ضعفها ، ناراحتي ها و مشکلاتتان است بيرون مي رود . اين تنفس شامل دم پاک و بازدم سياه رنگ را مرتب تکرار کنيد و تصور کنيد که با بيرون رفتن تنشها و بيماريها به صورت دود سياه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر مي شويد و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نيز کمتر مي شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک مي شوند و در واقع تمام سلولهاي بدنتان را پاک و تميز و جوانتر شده مي بينيد .

 

9>افزايش کيفيت آرامش> تصور کنيد کنار دريا در ساحلي بسيار زيبا يا کنار رودخانه اي جنگلي يا در باغي سرسبز و آرام يا روي تشکي نرم و لطيف يا قايقي راحت در وسط اقيانوسي آرام زير گرماي مطلوب خورشيد ونسيم خنک پرطراوتي(و خلاصه هر مکان و فضاي آرامشبخشي که بودن در آنجا را دوست داريد )دراز کشيده ايد ؛ احساس کنيد که نسيم دريا يا صداي آب شما را آرام و آرامتر مي کند ، خورشيد به صورت حرارتي مطبوع بر شما مي تابد و بدنتان را نوازش و گرم مي کند . حالا در ذهن بگوييد لحظه به لحظه آرامتر مي شوم ، دستهايم ، پاهايم ،کمرم ،سينه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگين و سنگين تر مي شوند .دست چپم ، سنگين شده سنگين سنگين ، دست راستم شل و آرام شده سنگين سنگين ، گرم گرم ؛ هر نفسي که مي کشم مشکلات ، تنشها ،بيماريها و انقباضها از بدنم حذف ميشود و من آرام و راحتم ، پاهايم ، سينه ام و سرم سنگين و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و اميدوار .(دقت کنيد که تکرار اين کلمات و تصور کردن دوباره اجزاي بدن به صورتي آرام در افزايش کيفت آرامش شما بسيار مهم است).

 

10>تلقين خواسته ها> اين مرحله ، مرحله تلقين دقيقتر آمال است ؛ هر چه مي خواهيد و هر آرزوئي که داريد به صورت جمله اي کوتاه در ذهن خود بيان کنيد مثلا بگوئيد من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر مي شوم يا من در درسها يا کارم موفق هستم ،يا من ثروتمندم ،يا من سالمم . حتما اين جملات را به زبان حال (نه اينکه از اين به بعد مي خواهم باشم)و با ساختاري مثبت بيان کنيد (ا زکلمات منفي و کلمه نه خودداري کنيد) . جملات را چندين بار تکرار کنيد و تصور کنيد که به هدف خود رسيده ايد .دوستان را ببينيد که برايتان شادماني مي کنند ، صداها را بشنويد که به شما تبريک مي گويند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده مي بوسند و موفقيتتان را تبريک ميگويند ، احساس بسيار بسيار خوبي داريد .خوش به حالتان.

 

11>بيدار شدن از خواب مصنوعي> آرام آرام از 1 تا 10 بشماريد ، با هر شماره تنفس را تندتر کنيد کوتاه و سريع ، و به خود بگوييد وقتي به 10 رسيدم چشمهايم را باز مي کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژي . انگشتان پاي راست را تکان بدهيد ، آنگاه انگشتان پاي چپ ،ساق پاي راست و ساق پاي چپ ؛رانها را به حرکت درآوريد ؛ پاها را بالا بياوريد ؛ دستهايتان را تکان دهيد ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنيد ، تکان بخوريد ، شاد و سر حال چشمها را باز کنيد و بعد از 30 ثانيه بنشينيد با اين عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال مي کنيد .( تذکر مهم اينکه در مرحله 11 حتما با تلقين معکوس ، حالت سنگيني و کرختي بدنتان را حذف کنيد مثلا بگوييد پاي چپم سبک شده ، دمايش عاليست و راحتم ، همچنين حتما تلقين کنيد من بعد از بيداري شاد و سرحال و پر انرژي مي شوم ، تمام اعضاي بدنم در حالت عادي راحتتر و پر انرژي اند.)

 

 

 

نکاتي بيشتر:

 

> تقسيم کردن بدن به اجزاي بيشتربدين منظور است که عمل تن آرامي به آساني امکانپذير شود .زيرا مغز فرمانهاي جزئي را سريعتر از فرمانهاي کلي به اجرا مي گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنيد تا به مرحله مفيد و موثر تن آرامي برسيد.

 

> مثالها ، ترتيب و جملاتي که در اين مراحل آورده شده بود بي شک ثابت نيستند ؛ بخصوص در مراحل 8 ،9 و 10 تا آنجا که مي توانيد قوه تخيلتان را به کار بگيرد .طبيعتا پس از انجام يکي دو بار مي توانيد متناسب سيستم روحي ، جسمي و نيازهاي خود آنها را تغيير دهيد و سعي کنيد تمام مراحل را براي خود سفارشي(Customize)کنيد .

 

> با توجه به تکنيکهاي NAC (علم تداعي عصبي شرطي ) در ابتداي مرحله 11 که شروع به برگشت به حالت عادي مي کنيد در ذهن خود تصور کنيد مثلا دست چپتان را مشت کرده ايد . بعدها در مواقع ضروري ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشين و محيطي شلوغ يا پرتنش که شما اين کار يعني مشت کردن دست چپتان را انجام دهيد و چشمهايتان را ببنديد ، بلافاصله احساس آرامش مي کنيد و امواج آلفا ، مغز شما را شاد مي کنند.

 

> در ضمن ذکر اين نکته نيز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نيست که آنها را به زبان بياوريد بلکه بايد طوري بيان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فرياد کند.

 

> مي توانيد جملات مورد نظر را با تنظيم زمانبندي مناسب ،همراه موسيقي اي ملايم بر روي يک نوار کاست ذخيره کرده و از آن در حين انجام دادن مراحل استفاده کنيد .

 

> مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه براي عوض کردن اجتماع يا آدمهاي اطرافتان نيست بلکه روشي است تا شما را با روحتان آشتي دهد و قدرتهاي نامتناهي اي که خداوند متعال در اختيارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسيله آنها بتوانيد در برابر محيط ، موقعيتها ، فرصتها و افراد پيرامونتان بهترين تصميم و عکس العمل را به کا بنديد ...

 

 

Farewell

 

ديدن آرامش و شادي ديگران هميشه براي من انرژي بخش است

لذا با آرزوي رها شدن همه انسانها از بندها و زنجيرهايي که در واقع خود به جسم و روح خود کشيده اند شما را به يگانه منبع بي نهايت انرژي ، ايزد بزرگ ، مي سپارم...

تا خود نخواهيد هيچ تغييري رخ نمي دهد ...

اميدوارم در نهايت آرامش و اطمينان باشيد درحالي که سرشار از انرژي ، نشاط و اشتياق هستيد...

 

+ نوشته شده توسط ِشا پور در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 10:56 |

چگونه دروغگو را تشخيص دهيم؟

 

همه ما در زندگی فرد دروغگویی را سراغ داریم. یک لاف زن حرفه ای. فردی که حتی اگر تلاش هم کند، باز هم نمی تواند از دروغ گفتن دست بردارد. او در مورد هر چیز و همه چیز دروغ می گوید. تعداد خانم هایی که با آنها قرار ملاقات گذاشته، مسائل کاری، استعدادهایش، تحصیلات و در یک کلام همه چیز. او می خواهد با این کار خودش را بزرگتر جلوه داده و در دیگران تاثیر بگذارد.

 

دلیل دروغگویی هر چیزی که باشد، کسی به این قبیل افراد احترام نمی گذارد. هیچ کس روی آنها حساب باز نمی کند و برای شخصیتشان نیز ارزش قائل نیست. من این کلام را بارها و بارها تکرار کرده ام: مرد است و حرفش.

 

توانایی تشخیص دروغ

اعماق وجود بیشتر انسانها پاک و محجوب است. آنها هر چقدر هم که تلاش کنند و  دروغی بگویند که به اصطلاح مو لای درزش نرود، باز چشمانشان گویای تمام حقایق است. چشم ها هیچ گاه دروغ نمی گویند. اگر شما یک تبه کار حرفه ای هم باشید، چشمانتان هیچ گاه نمی توانند کسی را فریب دهند. پس چرا خودتان را بیهوده به زحمت می اندازید؟

 

من می توانم یک فرد دروغگو را زودتر از هر كسي شناسایی کنم. به راحتی توانایی تشخیص حقیقت را پیش از اینکه هیچ حرفی رد و بدل شود دارم. حرکات بدن گویای تمام حقایق هستند.

 

اما اگر مطمئن هستید که آنها در روز روشن در حال دروغ گفتن هستند، نباید به سرعت عکس العمل نشان دهید. این کار باعث می شود که فرد مقابل احساس شرمندگی و خجالت زدگی کند؛ او فقط می خواهد به نوعی خود را در جلوی چشم همگان بزرگ تر جلوه دهد. (بعد از همه این حرف ها، به هر حال روزی فرا می رسد که یک فرد لاف زن از کرده خود پشیمان می شود، حالا چرا شما فردی باشید که او را به شرمندگی می رساند؟)

 

گاهی اوقات بهتر است به شخص دروغگو نشان دهیم که فقط به خاطر دلایل ضمنی خودمان، دروغش را می پذیریم. این کار باعث می شود که او کمی بترسد و دفعه آینده دروغ نگوید. معمولا انسان ها خیلی مودب تر و با سیاست تر از این هستند که بخواهند کسی را دروغگو بخوانند به همین دلیل آدم های دروغگو توانایی هایشان را دست بالا می گیرند و هر روز بیش از پیش دروغ می گویند.

 

برخی افراد نمی دانند چگونه دروغ بگویند

به طور کلی بیشتر افراد دروغگوهای ماهری نیستند. چرا؟ به این دلیل که همیشه اشکالاتی در داستانهایشان وجود دارد. به عنوان مثال اگر مرخصی استعلاجی می گیرید، پس چرا روز بعد سرحال و شاداب سر کار آماده می شوید؟ دلیلش این است که این جور افراد توانایی دیدن دورنمای بزرگتر را ندارند. آنها نمی دانند که چگونه باید بر روی سخنان کذبشان درپوش بگذارند به همین دلیل همیشه دستشان رو می شود.

 

من کارمندی داشتم که وظیفه داشت هر هفته گزارشات تحقیقاتی را برایم مهیا کند. روی میزم، هر دوشنبه، درست مثل ساعت. یک روز او دیر حاضر شد، در حالیکه هیچ چیز در دست نداشت وارد اتاق شد و داستانی ساختگی برای عدم جمع آوری اطلاعات برایم تعریف کرد. جدا از اینکه هر بهانه ای هم که می آورد (اصلا به من مربوط نبود که چرا نتوانسته) او به من دورغ هم می گفت.

 

کارمند عزیز ما به جای جمع آوری اطلاعات یک هفته در شمال مشغول ماهیگیری بوده. آیا فکر نمی کرد که من می توانم به راحتی حقیقت را دریابم؟ او مثل یک کبک سرش را به داخل برف فرو برده بود و تصور می کرد که دیگران نیز توانایی دیدن هیچ چیز را ندارند. بهانه های او واقعا واهی و غیر قابل باور بودند. من قبلا فکر می کردم جوان فعال و پر کاری است، اما در آن زمان از چشمم افتاد و کسی جز یک دروغگو نبود. او فقط می خواست مثل یک مرد رفتار کند، اما توانایی آن را نداشت. البته من اجازه پیش روی را از او سلب نکردم، اما به راستی لنگان لنگان تا کجا می توان جلو رفت؟

 

یکی دیگر از کارکنانم روزی برایم یک دست کت شلوار با مارک "آرمانی" هدیه آورد. من از او پرسیدم که اصل است یا خیر (در صورتیکه می دانستم مارک لباس قلابی است) اما او با کمال خونسردی گفت اصل است و افزود "من آن را از یکی از عمده فروشی های آرمانی خریداری کردم و فروشنده به من اطمیان خاطر داد که جنس اصلی است." به هر حال چه کارمند من دروغ می گفت، چه عمده فروش آنقدر کودن بوده که جنس اصل و فرع را تشخیص نمی داده، در اینجا شناسایی کاذب کمی دشوار به نظر می رسد. به نظر شما احتمال دروغگویی کدامیک بالاتر است؟

 

بله دقیقا، خیلی خوبه، دارید یاد میگیرید.

 

قبول اشتباهات، صداقت

برخی بیش از اندازه نادان هستند، ذهنشان کار نمی کند، توانایی های خود را بیش از اندازه بالا تصور می کنند و فکر می کنند که در مرکز توجه جهان قرار دارند. آنها تصور می کنند که با اتکا به دروغ به راحتی می توانند خودشان را از شر تمام مشکلات خلاص کنند، اما در نهایت دود این کار وارد چشمان خودشان می شوند.

 

زمانی که دروغ می گویید نه تنها ارزش شما در نظر اطرافیانتان از بین می رود، بلکه انسانیت شما نیز نابود می شود. گفته هایتان حقیقت ندارند، همه آنها وهم و فریب هستند. در این حالت چگونه می توانید انتظار داشته باشید که دیگران شما را جدی بگیرند؟

 

اگر کسی دروغ بگوید چیزی نمی گذرد که به او برچسب دروغگویی می چسبانند و نام چوپان دروغگو بر او می گذارند. همه چیز برایتان تمام خواهد شد. زمانیکه در شرایطی گیر می کنید که برای رهایی از آن مجبور هستید اندکی قوه تخیل خود را به کار بیندازید، بهتر است دهنتان را ببندید و چیزی نگویید. به جای دروغ گفتن به اشتباهاتتنان اعتراف کنید و تا در نظر همگان بزرگتر جوه کنید. صادق باشید و همه مردم را نیر به صداقت فرا خوانید. هر کاری که انجام دهید نتیجه آن را بزودی می بینید حال چه در شغل چه در زندگی خانوادگی.

 

بیاد داشته باشید که چینی ها دور زمان را به صورت یک چرخه در نظر می گیرند که همه چیز روزی به سمت جایگاه اولیه خود باز می گردد؟ این حقیقت دارد.

 

حرف ها و دروغ هایی که از دهانتان خارج می شود درست مثل شمشیری است که به دست دشمن می دهید، پس هیچ گاه به دست افراد سلاحی ندهید تا در آینده بر علیه خودتان از آن استفاده کنند.

 

دروغ گفتن به خانم ها

 

یک استثنا برای قانون "اصلا دروغ نگویید"، خانم ها هستند

 

اگر دروغ مصلحتي نگویید (مانند تعريف از هيكل، دست پخت، علاقه به مادر زن،...) در زندگی نمی توانید به هیچ خانمی نزدیک شوید. این به این دلیل نیست که کذب خوب است بلکه دلیل آن این است که دنیای خانم ها متفاوت بوده و قانون های مخصوص به خود را دارد. بدون دروغ حقیقت زیاد میشود که اکثر آنها نیز جزء حقایق تلخ به شمار می روند. بین خودمان بماند اما خانم ها مانند آقایون توانایی تحمل تمام حقایق را ندارند. طبیعت آنها این چنین سرشته شده است. بهتر است شکایت خود را به درگاه خداوند ببرید.

 

توجه کنید، شاید کمی دردناک باشد، اما حقیقت دارد. این مقاله مربوط به ملاقات خانم ها و آقایون نیست، مقاله ای برای صاحب اختیار کردن و قدرت بخشیدن به شما در مسایل شغلیست. فکر نکنید که نباید به خانم ها احترام بگذارید و هر طوری که دلتان خواست با آنها رفتار کنید. فقط می خواستم برای شما این مطلب را روشن کنم که قوانین دنیای تجارت با دنیای عشق و علاقه کمی متفاوت است.

 

نکاتی برای شناسایی افراد دروغگو

 

تصور کنید که شما همین دیروز متولد شده اید و نامتان هم " گول خور" است. در این قسمت نکاتی است تا اگر کسی در حال دروغ گفتن به شما بود بتوانید خیلی سریع آنرا تشخیص دهید:

 

چشم ها. چشم طرف مقابل را بخوانید. اگر آنها بی قرار بود و مردمک چشم بیش از اندازه گشاد شده بود نشانه از دوغگویی است. اگر تمام مدت پایی را نگاه می کرد و یا چشمش به این طرف و آنطرف بود و هیچ گاه مستقیما به چشم های شما خیره نميشد بدانید که که حرف هایش کذب محض است.

 

اگر جلوی دهان و یا قسمت های دیگر صورتش را می گرفت.

 

پیشینیان اعتقاد داشتند که هر گاه کسی بینی خود را بخاراند در حال دروغ گفتن است. من خرافاتی نیستم اما یک انسان راستگو هیچ گاه زمان پاسخ به پرسش ها بینی خود را نمی گیرد، فین فین نمی کند و آنرا نمی خاراند.

 

اگر به این طرف و آن طرف حرکت می کرد تا به نحوی در تمرکز شما نسبت به موضوع مورد بحث اختلال ایجاد کند.

 

من من کردن و بعد درست کردن کلمات (شاید این اتفاق برای خودتان هم پیش آمده باشد در چنین شرایطی اصلا لازم نیست که بر گردید و کلمات غلط تلفظ شده را مجددا تکرار کنید)

 

اگر تنها اشاره مختصری به جزئیات قضیه می شود و همان حرف ها را برای متقاعد کردن خودش چندین بار تکرار می کند. او خیلی مشکوک به نظر می رسد درست مثل یک وکیل در زمان دفاع از متهم.

 

داستان او پیچیده و تا حدی تحریف شده است و باعث گیج شدن می شود .

 

دائما در حال تغییر دادن موضوع مورد بحثی است، پرسش های انحرافی می پرسد و به سوالات شما را نیز پاسخ نمی دهد.

 

همیشه در زمان جواب دادن به سوالات از جمله "آیا تو به من اعتماد نداری" استفاده می کند.

 

سوالاتی را که به نفعشان نیست نمی شنوند. چی؟ آیا در عرض 10 ثانیه راه گوششان مصدود می شود؟ آنها زمانی که از شما خواهش می کنند تا سوال خود را مجددا تکرار کنید، زمانی پیدا می کنند تا به گفته های کذبشان شاخ و برگ دهند.

 

جزئيات پس از چند روز از این رو به آن رو می شود (دوباره اگر یک چنین اتفاقی برای خود شما افتاده باشد، حتما به یاد می آورید که جزئیات را بارها و بارها عوض کردید) چند سال بعد در مورد همان داستان از او سوال کنید، آنگاه با تلی از دروغ های مختلف روبرو خواهید شد.

+ نوشته شده توسط ِشا پور در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 10:51 |

رمز گشايي شخصيت افراد ( ريخت شناسي )

 

الگوهاي شخصيتي با هدف طبقه بندي افراد به دسـتـه هاي متـمـايـز از يكديـگر در علم روانشناسي مورد استفاده فراوان قرار مي گيرند. يـكـي از ايـن الـگوهـاي شخصيتي كه توسط ويليام شلدون ابداع گرديده است شخصيت افـراد را بـر اساس ساختار جسماني و جثه بدنشان به 3 دسته اصلي كه سوماتوتيپ ناميده مي شوند، طـبـقـه بـنـدي كرده است.

 

شما مي تـوانـيـد بـا بـكارگـيـري ايـن الـگوهـا بـه شخصيت افراد مورد نظر خود تا حدودي پي برده و با آنان بهتر و موثرتر ارتباط برقرار كنيد.

 

سوماتوتيپ ها بدين قرار مي باشند:

 آندومورف ( فربه )

اكتومورف ( لاغر ) 

مزومورف ( عضلاني )

 

اكنون يك به يك به تشريح آنها ميپردازيم:

 

1- آندومورف(endomorph): آنـدومورف ها از نـظر فـيـزيك بدني معمولا داراي دور كمر پـهن و شانه هاي باريك و كم عرض هستند (گلابي شكل). چـربـي فـراوانـي سـرتـاسـر بدنشان را فراگرفته است بـخصوص در نواحي زانوها وبازوها. امـا قـوزك پـاهـايشان و مچ دستهايشان باريك ولاغر مي باشند كه سـبـب بـيشتر به چشم آمدن ديگر نواحي چاق بدنشان مي گردد.

 

شكل ظاهري: گوشتالو، فربه، اجزاء احشايي رشد يافته، گلابي شكل.

 

خصايص شخصيتي: لذت گرا، خوش مشرب، بردبـار، راحـت طـلـب، صلح جـو، شـوخ طبع، خيره سر، آسوده خاطر، خواب سنگين و طولاني مدت، عاشق خوراكي، مـحـتاج محبت، خونسرد، كارها را پشت گوش مي اندازند.

 

خصايص فيزيولوژيكي: موهاي چرب، رنگ پوست رنـگ پـريده، مـتـابـوليـسـم پايـيـن، مستعد عوارض كلسترول بالا، چاقي مفرط، آلرژي و ناراحتي هاي سينوسي .

 

 2- اكتومورف(ectomorph): اكتـومـورفها نقطه مقابل آندومورفها مي باشند. از لحاظ فيزيكي داراي شانه ها و دور كمر باريك، صورت لاغر و پـيـشاني بلند و كشـيـده، قفسه سينه لاغـر و بـاريـك و دسـت و پـاهـاي نـحـيـف بـوده و چـربي اندكي در بدنشان موجود ميباشد. هرچند ممكن است به اندازه آندومورف ها غذا بخورند اما چـنين بنظر ميايد كه هيچگاه اضافه وزن پيدا نميكنند (بزرگترين دغدغه آندومورف ها).

 

شكل ظاهري: لاغر و نحيف، ظريف، عضلات ضعيف، قـفـسه سيـنـه صـاف و مسطـح، بلند قامت، مغز بزرگ، اجزاء صورت و رگهاي بيرون زده و برجسته.

 

خصايص شخصيتي: متفكر، آرام و ساكت، شكننده، خجالتي، حسـاس، كنـاره گيـر، درون گرا، دلواپس، عدم ابراز احساسات، هنرمند، غير قابل پـيـش بـيـنـي، خـلاق، قـوه تخيل بالا، بد خلق، كارها را خوب شروع كرده اما درست به پايان نمـي رسـانند.

 

خصايص فيزيولوژي: پوست خشك و سرد، متابوليسم بالا، مستعد عوارض اظطراب، بي خوابي، دردهاي قاعدگي (در زنان) و يبوست.

 

 3- مزومورف(mesomorph): مـزومـورف هـا بـيـن آنـدومـورف هـا و اكـتومورف ها جاي دارند. از لحاظ فيزيكي داراي تركيب مطلوبتري بـوده و بـه اصـطـلاح داراي تـنـاسـب انـدام مي باشند. داراي سر بزرگ، شانه هاي پهن(چهار شانه) و مـيـان تـنـه بـاريـك هـمراه با بازوها و زانوهاي نيرومند و چربي خيلي كمي در بدنشان هستند.

 

شكل ظاهري: عضلاني، مستطيل شكل، پوست كلفت، سر بزرگ.

 

خـصايص شخصيتي: عمل گرا، فعال، نـيـرومـند، سـتـيـزه جـو، مـاجـراجـو، بـي بــاك، بيتفاوت نسبت به عقايد ديگران، گستاخ، سلطه جو، عاشق ريسك كردن،قدرت طلب، طعنه زن، علاقه مند به فعاليت هاي بدني، تغذيه وخواب منظم.

 

خصايص فيزيولوژيكي: تعرق زياد، احساس عطش، مستعد عـوارض مـعده، بواسيـر، تبخال.

 

 

 

 تـوجه داشـته باشـيد كه الزاما تقسيم بندي فـوق هميشه براي همه صادق نبوده و اين احتمال وجود دارد كه مثلا فردي داراي جثه و اندام اكتومورف بوده اما برخي ازخصوصيات شخصيتي آندومورف ها و يا مزومورف ها را از خود بروز دهد. بـنابراين از آنجايي كه هيچ چيز %100 نيست، از پيش داوري ها وقضاوتهاي زود هنگام اشخاص خود داري كنيد.

+ نوشته شده توسط ِشا پور در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 10:49 |

معمای آلبرت انیشتن در قرن نوزدهم میلادی : آیا شما باهوش هستید؟

 

آیا شما در زمره دو درصد افراد باهوش در دنیا هستید؟ پس مساله زیر را حل کنید و دریابید در میانه افراده باهوش جهان قرار دارید یا خیر! هیچگونه کلک و حقه ای در این مساله وجود ندارد، و تنها منطق محض می تواند شما را به جواب برساند. (موفق باشید)

 

در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.

در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.

این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند. سئوال: کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟

 

 

۱) مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.

۲) مرد سوئدی، یک سگ دارد.

۳) مرد دانمارکی چای می نوشد.

۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.

۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.

۶) شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.

۷) صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد.

۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.

۹) مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.

۱۰) مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.

۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.

۱۲) مردی که سیگار Blue Master می کشد، آب میوه می نوشد.

۱۳) مرد آلمانی سیگار Prince می کشد.

۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.

۱۵) مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.

 

آلبرت انیشتن این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت، به گفته وی ۹۸% از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند! شماچطور؟؟؟

+ نوشته شده توسط ِشا پور در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 10:46 |

شما چه میوه ای را دوست دارید؟َ (روانشناسی شخصیت)

 

آیا می دانید که شخصیت افراد را می توان از روی میوه مورد علاقه شان حدس زد؟

البته من میدونم که شما همه میوه هارا دوست دارید ولی خوب قبل از اینکه توضیحات مربوط به هریک از میوه ها را بخونید . فرض کنید یک سبد میوه جلوی شماست . میوه ای که از همه بیشتر دوست دارید و ترجیح می دهید اول آنرا بر دارید کدام هست ؟  

حال میوه مورد علاقه خود را انتخاب کنید:

1- پرتقال.  2- سیب.    3  - موز.   4- نارگیل.    5- آناناس.

6- انبه.   7 - گیلاس.  8- انگورسیاه. 9- هلو.    10-گلابی

 

پرتقال

اگر پرتقال میوه مورد علاقه شماست ، فردی صبور و با اراده هستید. کارها را آرام ، اما به طور کامل و احسن انجام می دهید. فردی خجالتی هستید اما قابل اعتمادید . شریک زندگی خود را با دقت و عشق انتخاب می نمایید و از مشاجره و درگیری دوری می کنید.

 

سیب

شما فردی افراطی ، تابع امیال آنی و رُک گو هستید . رهبری یک گروه را می توانید به عهده بگیرید و کارها را پیش ببرید . بیشتر اوقات کارها را سریع انجام می دهید . عاشق مسافرت هستید . شوق زیادی برای زندگی کردن دارید که در نظر بسیاری از افراد بی نظیر است . زمانی که با دوست ویا شریک زندگی خود هستید ، خوشحالید .

 

موز

فردی احساساتی ، خون گرم ، با وقار و دوست داشتنی هستید اعتماد به نفس کمی دارید و قدری خجالتی هستید . دیگران اغلب اوقات از اخلاق ملایم شما سواستفاده می کنند . شریک زندگی خود را در هرشرایطی به خاطر زیبایی معنوی و ظاهری اش تحسین می کنید . به دلیل رفتارتان روابط خوبی با دیگران برقرار می کنید .

 

نارگیل

فردی جدی ، متفکر و اندیشمند هستید . اگر چه عاشق رفت و آمد هستید ولی در انتخاب دوستان خود سخت گیرید . زیرک ، با هوش و آگاه هستید . شریک زندگی شما باید عاقل و باهوش باشد.

اگر چه عشق برای شما مهم است ، اما برای شما همه چیز نیست .

 

آناناس

درهنگام تصمیم گیری سریع ودرانجام کارها سریعترهستید.تغییرات شغلی ، شما را نمی ترساند .

توانایی سازماندهی بالایی دارید و در مقابل کار و سختی آن بی پروا هستید . در برخورد با دیگران سعی می کنید ، متکی به نفس ، صادق و درستکار باشید . دوستان خود را سریع انتخاب نمی کنید . اما اگر دوستی انتخاب نمایید در تمام زندگی شما باقی خواهد ماند . شریک زندگی شما تحت تأثیر خصوصیات ارزشمند شما قرار می گیرد اما از ناتوانی شما در ابراز عشق و محبت نا امید می شود .

 

انبه

شخصیت این افراد به گونه ای است که میتوان با آنها امید وار بود و روی  آنها حساب کرد . عقاید مشخص و ثابتی دارند . تحت تأثیر قرار دادن این افراد کار آسانی نیست . از مواردی که شما را از لحاظ روحی درگیرمی کند لذت می برید اگرچه فرد بسیار محکمی هستید اما در مقابل شریک زندگی خود مانند بچه گربه هستید .

 

گیلاس

زندگی برای شما شیرین نیست . اغلب اقات با مشکلات متعدد بخصوص مسائل مالی روبرو می شوید . از در آمد کم خود ناراحت هستید . شما ذهن پربار و خلاقی دارید همیشه به دنبال فعالیتهای خلاق هستید . در مقابل شریک زندگی خود با وقار و صادق هستید . برای شما ابراز احساس  کار آسانی نیست . خانه شما در بهشت است و هیچ چیزی را بیشتر از این دوست ندارد که در کنار خانواده و شریک زندگی خود باشید .

 

انگور سیاه

به طور کلی فرد مودبی هستید . ولی گاهی ناگهان عصبانی و خشمگین می شوید اما به طور سریع به حالت طبیعی و آرام بر می گردید . زیبایی را در هر نوع آن دوست دارید . فردی بسیار اجتماعی هستید . شور و هیجان زیادی برای زندگی دارید و از کارهایی که انجام می دهید لذت می برید .

 

هلو

مهربان و صمیمی هستید ، رُک بودن شما جذابیت تان را بیشتر می کند . خیلی سریع می بخشید و فراموش می کنید . برای دوستی خود ارزش زیادی قاﺌلید . بلند پرواز و مستقل و در عشق آرمانی ، سرزنده ، صادق و با وفا هستید ولی دوست ندارید که علاقه و عشق خود را در مقابل دیگران نشان دهید .

 

گلابی

اگر به کاری دل بدهید آن را به طور حتم عالی انجام می دهید اما در انجام کارها دمدمی و متغیر هستید شما مایلید که نتیجۀ تلاش خودراخیلی سریع بدانید.ازبحث های خوب ومفید لذت می برید .

+ نوشته شده توسط ِشا پور در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 10:44 |

نكاتی براي افزايش مهارتهاي تلفني

 

چيزي براي گفتن داشته باشيد
اگر شما تماس مي گيريد، مطمئن شويد كه مطلب خاصي براي گفتن داشته باشيد - چيزي كه او علاقمند به شنيدنش باشد. تماس براي دعوت كردن او براي گردش،لباسي كه قرار است در ميهماني بپوشيد و بيان اينكه از مدل موي او خوشتان مي آيد، همگي مي توانند آغازگر هاي خوبي براي مكالمه باشند. ( بخصوص بخش مدل مو )

2- به مكالمه خود جنبه شخصي دهيد

بسياري از مـردان از ايـن گـله دارنـد كه تلفن خيلي غير شخصي است، در حاليكه براي اغلب زنان تلفن يكي از شخصي ترين ابزارهاي ارتباطي محسوب مي گـردد. زنـها فقط براي درخواست تاكسي از تلفن استفاده نمي كنند. آنها هنگام استفاده از تـلفـن هيچ موضوعي را آنقدر شخصي به شـمار نـمي آورنـد كـه نـتـوان در مـوردش صـحبت نمود و ساعتها در مورد اسـرار زنـدگي، دوران بـچگي و ديگر مسائل احساسي تلفني به بحث و گفتگو مي نشينند.

اگرچه ممكن است شما آمادگي صحبت درباره احساس درد عمـيـق ناشـي از تـصـادف سگتان با يك ماشين نداشته باشيد. با اينحال مراحلي وجود دارد كه با طي نمودن آنها مي توانيد با مكالمه خود با او جنبه شخصي تر ببخشيد.

در خلال صحبت، سعي كنيد به عكسي از او نگاه كنيد. ديدن صـورت وي هنگاه مكالمـه ممكن است باعث گردد احساس پيوستگي بيشتري نسبت به او نـمـوده و كـمي بازتـر عمل نماييد

3- انجام چندين كار بطور هم زمان را بياموزيد

شما فكر ميكنيد كه صـحـبـت بـا تـلفن وقت تلف كن است؟ نظر همسرتان ممكن است چيز ديگري باشد. ادامه دهيد، فعلا گوشي را قطع نكنيد. صحبت پاي تلفـن بـه مـعـنـاي مـعلق گذاردن مابقي امور نيست؛ فـقـط كـافي است هـم زمـان انـجام دادن كــارهــا را بياموزيد.

جهت اجتـنـاب ورزيـدن از اخـتـصاص هـمه تـوجـه خود به تلفن، نوع بلندگو دار آن را تهيه كنيد تا بتوانيد در حين راه رفتن صحبت نيز بكنيد.بهتر از آن اين است كه نوع گوشي دار را خريداري كنيد تا هر دو دستتان بـراي انـجام مـابقي كارها آزاد باشند. حتي يك تلفن بي سيم هم مي تواند به شـما امـكان مرتب كردن لباسها يا حتي شستن ظروف را در حين صحبت با همسرتان بدهد!

4- حواستان را به تلفن دهيد

هـر كـسـي نـمي تواند از عهده انجام دادن كارها بصورت همزمان برآيد - اگـر واقـعـا قـادر نـيستيد كه همزمان با كوتاه كردن ناخن ها با تلفن هم صحبت كنيد، بهتر اسـت تــمـام حواس خود را صرفا متمركز مكالمه نماييد. درغير اينصورت ممكن است به خوبي متوجه حرفهاي طرف مقابل نشويد. بنابراين عاشقانه به تلفن خيره شده و فقط گوش دهيد!

5- سؤالات سرگشاده بپرسيد

جواب اين سؤالات فقط محدود به "بله" و "خير" نشده و احـتـيـاج بـه بـسط بيشتر دارند. آماده باشيد. ليستي از سؤالات "بي خطر" نـزد خـود داشـته باشيد تا بيشتر مكالمه را او بـتـوانـد انـجام دهد. براي مثال سؤالاتي در مـورد ضـبط صــوت و يـا لـبـاس جــديــدش مي تواند تلفن پسند باشند.

سؤالاتي در مورد چگونگي رابطه با مادر و نيز آن عكس اسرار آمـيز روي ميز سوژه هاي مناسبي نمي باشند. اگر به دلايل پيش بيني نشده گفتگوي شـمـا به خارج از مسـيـر اصليش منحرف شد، با به ميان آوردن سؤالاتي نظير مدالها و افتـخـارات ورزشـي او، به صندلي تكيه داده و بگذاريد وي سكان صحبت را به دست بگيرد.

6- كنترل مكالمه را در دست داشته باشيد

مكالمـات زنـان هيـچ حـد و مرز احساسي نمي شناسد و چنانچه خودسرانه ادامه پيدا كند، ممكن است منتهي به سراشيبي هاي عمـيـق و خـطـرنـاك احـسـاسـي گردد. اگر مي خواهيد فقط زماني كه مشغول پوست كندن پياز هستيد اشك چشـمانتان سـرازير گردد، سعي كنيد مكالمات را تحت كنترل خود نگاه داشته و از منحرف شدن آن بـسمت مسائل احساسي جلوگيري بعمل آوريد.

براي كنترل نمودن مكالمه شا بايد بيشتر سؤال كننده باشـيد تـا پاسـخ گو. اگر صـرفا به پاسخگويي به سؤالات وي بپردازيد ممكن است زيركانه باعث گردد در مـورد احساسات و "موقيعت هاي بدون پيروي" خود صحبت بميان آوريد.

7- او را تشنه نگاه داريد

اسرار آميز و غير قابل پيش بيـنـي بـودن بـاعـث جـذابـيـت بـيشتر مي گردد. همانند مرد عنكبوتي بافته اي سراسر رمز و راز پـيـرامـون خـود بـتـنـيد. هـمه جزئيات و ريزه كاريهاي زندگي خود را براي او بازگو نكنيد. شايد يك پينـگ پـنـگ باز مشهور جهاني باشيد - اما اين موضوع را براي دفعه ديگر نگاه داريد.

8- موقرانه خارج شويد

خوشبختانه هر مكالمه اي پايان خواهد پذيـرفـت. اما اشتباه نكنيد. بايد حداقل 5 دقيقه را براي انجام مراسمات خداحافظي اخـتـصاص دهيـد. گـفـتن خداحافظ به يك زن همانند وقت اضافه در ورزش هاكي است - فكر ميكنيم كه وقت تمام شده، اما نه مثل اينكه يك نيمه كامل باقي مانده.

بنابراين جملاتي مانند "بايد برم، بازي شروع شده" را نميتوان به عنوان يك خداحافظـي معقول مورد پذيرش قرار دارد. عباراتي بكار ببريد كه او تصور كند شما از اين گفتگو لـذت برده و اميدواريد بزودي او را ديده و با وي صحبت كنيد. اگر واقعا عجله داريد به او بگويـيـد كه مادرتان وارد خانه شد، غذا در حال سوختن است، باتري تلفن دارد تمام مي شود و يا مار زنگي خانگي شما در قفسش نيست!

+ نوشته شده توسط ِشا پور در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 10:42 |

مقايسه بين زنان و مردان

 

روانشناختي:

 

* تفكر غالب در مردان: جدايي (استقلال)، موفقيت، شغل و در زنان: وابستگي(تعلق)، گفتگو و رابطه ميباشد.

* زنان بيشتر از مردان نگران سلامتي خود هستند.

* زنان به پول به چشم ابزار مينگرند اما مردان به عنوان منبع قدرت.

* زنان بيشتر از مردان از ديگران در خواست آمك ميكنند.

* مردان از لحاظ جنسي حسد ميورزند زنان از لحاظ احسا